قرآن کریم از دیدگاه دانشمندان

قرآن كريم از چنان جايگاه والا و رفيعي برخوردار است كه به رغم اينكه بيش از چهارده قرن از نزول آن مي گذرد، اما هنوز كه هنوز است محتواي عميق و بلند آن، دانشمندان را متعجب و متحير ساخته است.

در اين قسمت ديدگاه برخي از دانشمندان را كه در مورد قرآن بيان داشته اند، مرور مي كنيم:

1- ابو العلاى معرى (متهم به مبارزه با قرآن) مى‏گويد:

«اين سخن در ميان همه مردم - اعم از مسلمان غير مسلمان- مورد اتفاق است كه كتابى كه محمد (ص) آورده است، عقل ها را در برابر خود مغلوب ساخته و تا كنون كسى نتوانسته است مانند آن را بياورد، سبك اين كتاب با هيچ يك از سبك هاى معمول ميان عرب، اعم از خطابه، رجز، شعر و سجع كاهنان شباهت ندارد. امتياز و جاذبه اين كتاب به قدرى است كه اگر يك آيه از آن در ميان كلمات ديگران قرار گيرد همچون ستاره‏اى فروزان در شب تاريك مى‏درخشد.»(1)

2- وليد بن مغيره مخزومى-  مردى كه به حسن تدبير در ميان عرب شهرت داشت و را «ريحانه قريش» مى‏ناميدند، پس از اينكه چند آيه از اول سوره «غافر» را از پيغمبر (ص) شنيد در محفلى از طائفه بنى مخزوم حاضر شد و چنين گفت:

«به خدا سوگند از محمد سخنى شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسان ها دارد و نه پريان! گفتار او شيرينى خاص و زيبايى مخصوصى دارد، بالاى آن (همچون شاخه‏هاى درختان برومند) پر ثمر، و پائين آن (مانند ريشه‏هاى درختان كهن) پرمايه است، گفتارى است كه بر همه چيز پيروز مى‏شود و چيزى بر آن پيروز نخواهد شد»(2).

3- كارلايل «مورخ و دانشمند معروف انگليسى» درباره قرآن مى‏گويد:

«اگر يك بار به اين كتاب مقدس نظر افكنيم حقائق برجسته و خصائص اسرار وجود طورى در مضامين جوهره آن پرورش يافته كه عظمت و حقيقت قرآن به خوبى از آنها نمايان مى‏گردد و اين خود مزيت بزرگى است كه فقط به قرآن اختصاص يافته و در هيچ كتاب علمى و سياسى و اقتصادى ديگر ديده نمى‏شود، بلى خواندن برخى از كتاب ها تاثيرات عميقى در ذهن انسان مى‏گذارد ولى هرگز با تاثير قرآن قابل مقايسه نيست، از اين جهت بايستى گفت: مزاياى اوليه قرآن و اركان اساسى آن مربوط به حقيقت و احساسات پاك و عناوين برجسته مسائل و مضامين مهم آن است كه هيچگونه شك و ترديد در آن راه نيافته و پايان تمام فضائل را كه موجد تكامل و سعادت بشرى است دربرداشته و آنها را به خوبى نشان مى‏دهد»(3)

4- جان ديون پورت مؤلف كتاب «عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن» مى‏نويسد:

«قرآن به اندازه‏اى از نقائص مبرا و منزه است كه نيازمند كوچك ترين‏ تصحيح و اصلاحى نيست و ممكن است از اول تا به آخر آن خوانده شود بدون آنكه انسان كمترين ملالتى از آن احساس كند»(4)

5-  گوته «شاعر و دانشمند آلمانى» مى‏گويد:

«قرآن اثرى است كه (احيانا) بواسطه سنگينى عبارت آن خواننده در ابتدا رميده مى‏شود و سپس مفتون جاذبه آن مى‏گردد و بالاخره بى اختيار مجذوب زيبائيهاى متعدد آن مى‏شود.»(5)

وي در جاى ديگر مى‏نويسد:

«ما در ابتدا از قرآن روگردان بوديم، اما طولى نكشيد كه اين كتاب توجه ما را به خود جلب كرد، و ما را دچار حيرت ساخت تا آنجا كه در برابر اصول و قوانين علمى و بزرگ آن سر تسليم فرود آوريم.»(6)

6- ويل دورانت «مورخ معروف» مى‏گويد:

«قرآن در مسلمانان آن چنان عزت نفس و عدالت و تقوايى به وجود آورده‏ كه در هيچ يك از مناطق جهان ... شبيه و نظير نداشته است».(7)

7 - ژول‏لابوم «انديشمند و نويسنده فرانسوى» در كتاب «تفصيل الآيات» مى‏گويد:

«دانش و علم براى جهانيان از سوى مسلمانان به دست آمد و مسلمين علوم را از«قرآنى» كه درياى دانش است گرفتند و نهرها از آن براى بشريت در جهان جارى ساختند.»(8)

 ۸ - دينورت «مستشرق» ديگرى مى‏نويسد:

«واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه و رياضيات كه در اروپا رواج گرفت عموما از بركت تعليمات قرآنى است و ما مديون مسلمانانيم بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است.»(9)

9- بانو دكتر«لوراواكسيا واگليرى» استاد دانشگاه «ناپل» در كتاب «پيشرفت سريع اسلام» مى‏نويسد:

«كتاب آسمانى اسلام نمونه‏اى از اعجاز است... « قرآن» كتابى است كه نمى‏توان از آن تقليد كرد، نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات سابقه ندارد، تاثيرى كه اين سبك در روح انسان ايجاد مى‏كند ناشى از امتيازات و برتريهاى آن است ... چطور ممكن است «اين كتاب اعجاز آميز» ساخته «محمد (ص)» باشد در صورتى كه او يك نفر عرب درس نخوانده‏اى بود ... ما در اين كتاب گنجينه‏ها و ذخائرى از علوم مى‏بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوش ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوى‏ترين رجال سياست و قانون است. به دليل اين جهات است كه قرآن نمى‏تواند كار يك مرد تحصيل كرده و دانشمندى باشد.»